«لَوْ اَدْرَکْتُهُ لَخَدَمْتُهُ اَیّامَ حَیَاتِى».
امام حسین (ع) فرمود: «اگر زمان حضرت مهدى را درک می کردم، تمام عمر خدمتگزارش بودم».
(عقد الدّرر، ص ۱۶۰)
محرم آمد و سلام بر محرم
سلام بر حسین (ع) و اولاد حسین (ع) و اصحاب حسین (ع)
سلام بر شهدای کربلا
آمدن ماه خون و شهادت ، ماه حزن و اندوه ، بر همه شما دوستان تسلیت باد ⚘
ایشالا که همه مون الگومون امام حسین (ع) و اولاد امام حسین (ع) و بانو فاط
برچسب: نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 18:03
برچسب: مدیران, نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 23:42
برچسب: نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: چهارشنبه 29 شهريور 1396 ساعت: 23:43
بیایم به خودمون قول بدیم وقتی پولدار شدیم وضعیت مالی مون خوب شد سوار ماشین خارجی شدیم !
خونه هامون ویلایی شد و کلا دستمون به دهنمون رسید و به آدمهای پولدار رفت و آمد کردیم
اونوقت دل دوستانمون رو نشکنیم !
دوستایی که یه زمانی تو خوشی ها و غم ها پشت مون بودند !
دل اطرافیانمون رو نشکنیم بخاطر اینکه دیگه من اون آدم سابق نیستم
برای همین من با شما فرق دارم ترجیح میدم دیگه با شما رفت و آمد نکنم
برچسب: نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: چهارشنبه 29 شهريور 1396 ساعت: 2:32
تا ساعاتی دیگه یه امتحان سخت دارم !!
میخوام به کابوسی که مدتهاست در جهتش ، هیچ کس ، هیچ قدمی براش برنداشته با زبان آرامش و گفتگو به امید خدا حل و فصلش کنم !!
ساعت امتحان امروز عصر قبل از رفتنم به سر خاک عمه عزیزم است !!
تو رو خدا ، برام ویژه دعا کنین موفق بشم !
میترسم برم جلو ولی راه رفتنی رو باید رفت و طی کرد ...
دعا کنید سربلند بیرون بیام !!
التماس دعای فراوان ...
+
رمز پیروز
این داستان رو کم کم بخوانید :)
داستان از اونجایی شروع شد که سمیرا گفته تو وبش :دی
سمیرا یا همون بهار نارنج (اینجا)
اما باقی ماجرا را از این پیامک های همان شبی که به مشهد رسیدم توسط سمیرا شروع شد .
ادامه مطلب
فکر نمیکردم این خوابی که دوستم به عمه ام دید الان تعبیر بشه ':((
همسر شهید ، مادر دو شهید ، عمه نازنینم ، بعد از گذشت چند ماه بیماری ، همین الان شنیدم که تو خونه خودشون فوت کرد :((
درسته سن و سالی ازش گذشته بود ولی واقعا دوستش داشتم :((
+
عمه عزیزم
روحت شاد و یادت گرامی ⚘⚘
اگر میشه نثار روحش صلوات بفرستین ⚘
ممنونم
++
دعا کنین حال بابام تو این موقعیت بد نشه !
استرس برای بابام واقعا بده !
برچسب: نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 16:37
پست قبلی حذف شد :|:))
ممنونم از دوستانی که راهنمایی همی نمودند :))
برچسب: حذفیات, نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 16:37
برچسب: نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 16:37
بعد از پنج ماه بلاخره رفتم سر مزار مادر و دایی عزیزم ⚘
دلم براشون تنگ شده بود ( بیشتر برای مادرم ) بدجور ! خوب شد دیدمشون :)
سر مزار کلی خاطرات شیرینشون یادمون اومد :)
یادشون بخیر ⚘⚘
+
یه سوال :
کیا به علم غیب اعتقاد دارند ؟:)
جدی جدی آیا به علم غیب اعتقاد دارین ؟:)
فکر نمیکردم این خوابی که دوستم به عمه ام دید الان تعبیر بشه ':((
همسر شهید ، مادر دو شهید ، عمه نازنینم ، بعد از گذشت چند ماه بیماری ، همین الان شنیدم که تو خونه خودشون فوت کرد :((
درسته سن و سالی ازش گذشته بود ولی واقعا دوستش داشتم :((
+
عمه عزیزم
روحت شاد و یادت گرامی ⚘⚘
اگر میشه نثار روحش صلوات بفرستین ⚘
ممنونم
++
دعا کنین حال بابام تو این موقعیت بد نشه !
استرس برای بابام واقعا بده
برچسب: نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 16:27
برچسب: فریز, نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: سه شنبه 21 شهريور 1396 ساعت: 1:14
پنیر ، فقط پنیر لیقوان کاله از نوع گوسفندی :دی
هر جای ایران باشم خانواده محترم چه از دومادها چه از برادرام چه هر کسی از اقوام لطف میکنند و در به
در دنبال این پنیر میگردن تا اونو در اختیار من قرار بدهند :))
حالا چرا این پنیر ؟^__^
چون من به هر پنیری آلرژی دارم و بلافاصله هر پنیری که میخورم حالم بد میشه !!
فقط پنیر گوسفندی اونم از این نوع و از نوع پنیر گوسفندی تبریز باهام سازگاره :))
حالا جال
برچسب: پنیر, نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: سه شنبه 21 شهريور 1396 ساعت: 1:14
برچسب: تهمت, نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: سه شنبه 21 شهريور 1396 ساعت: 1:14
برچسب: نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: جمعه 17 شهريور 1396 ساعت: 1:27
برچسب: فوتبال, نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: پنجشنبه 16 شهريور 1396 ساعت: 4:09
دندان درد بوققق است :|
از اون بوق تر آلرژی فصلی است :|
همین :|
+
موندم پس فردا و شنبه رو کجا باشم ؟:(
بیشتر از یک شب نمیتونم خونه خواهرم باشم چون خواهرزاده ام کنکور داره ! توصیه اکید کرده نروم آنجا !
بدتر اینکه بقیه مسافرن :|
باید رفت خانه عمه شاید :|:)
واران ...
برچسب: نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: چهارشنبه 15 شهريور 1396 ساعت: 22:15
دو کس رنج بیهوده بردند و سعی بی فایده کردند ؛ یکی آنکه اندوخت و نخورد و دیگر آنکه آموخت و نکرد .
علم چندانکه بیشتر خوانی
چون عمل در تو نیست نادانی
نه محقق بود نه دانشمند
چارپایی بر او کتابی چند
آن تهی مغز را چه علم و خبر
که بر او هیزم است یا دفتر
واران ...
برچسب: بیهوده, نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: چهارشنبه 15 شهريور 1396 ساعت: 13:21
سرمان خِر میخورد :|:))
سرم گیج میخوره (میزنه ) :|:))
سرمان خِرِ قطار است :|:))
سرم گیج قطار است :|:))
یا شایدیش فشارمان کَفتیه :|:(
یا شایدم فشارم افتاده است :|:(
+
تهران
۱۳۹۶/۶/۱۳
خیلی مشهد خوش گذشت جای دوستان خالی :)
ایشالا آقا امام رضا(ع) همه شما دوستان رو بطلبه :)
برچسب: بازگشت, نویسنده: آریا رحمانی تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1396 ساعت: 14:55